حمد الله مستوفى قزوينى

64

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

1235 پيمبر چو آمد به پيشِ قريش * بگفتند با او از اين كمّ و بيش : « نخست آن‌كه ز اصحابِ كهف از سَخُن * چه دانى ؟ به نزديك ما ياد كُن دؤم آن‌كه ذو القرنى اندر زمين * كه بود و چه كرده‌ست از مهر و كين ؟ سئوم آن‌كه برگوى تا روح چيست ؟ * كه كيفيّتش نيك معلوم نيست » نبى گفت : « فردا جوابِ شما * بگويم » نگفت آن ك « ز امر خدا » 1240 دو هفته به دو وحى نآمد فرود * قريشى بدين شادمانى نمود همىگفت هريك به نزديك و دور : * « خداىِ محمّد از او شد نفور نخواهد دگر كرد از او هيچ ياد * كنون جانِ او داد شايد « 1 » به باد » بيامد خجسته سروش از خدا * بياورد آيت بَرِ مصطفى نبى گفت : « دير آمدنتْ از چه بود ؟ * كه بر من قريشى نكوهش نمود » 1245 به دو گفت : « زيرا كه وعده ز خويش * نهادى ، نه از دادگر با قريش ازين پس چو با كس نهى وعده را * بگو : انْ شآء اللّه بهر دُعا » « 2 » به شبگير سيّد به پيشِ قريش * درآمد سخن گفت از اين كمّ و بيش : « نخست آنكه اصحاب كهف از جهود ، * به طرطوس ، شش مردِ داننده بود خدادان و ديندار و موسىشناس * به دينِ خدائى به دل بر سپاس 1250 در آن شهر بُد حاكمى بت‌پرست * همه شهر با او در آن سُوده دست ز يونانيان بود او را نژاد * دقينوس كردندش از نام ياد مراين شش كس از بيمِ آن بدنهاد * از آن شهر رُو سوىِ غربت نهاد رسيدند پيشِ شبانى به راه * كه بُد در دلش مِهرِ دينِ إله بگفتند احوال و او نيز رُو * به راه اندر آورد و شد چاره‌جو 1255 سگ سرشبان گشت همراهشان * نماندندى آيد به پيگاهشان

--> ( 1 ) ( ب 1242 ) . شايد - شايسته است . ( 2 ) ( ب 1244 تا 1246 ) . سيرت رسول اللّه : « سيّد ، عليه السّلام ، . . . بعد ازان با جبرئيل ، عليه السّلام ، عتاب كرد و گفت : ( لقد احتبست عنّى يا جبريل حتّى سؤت ظنّا ) . گفت : اى جبرئيل ، دير بازآمدى تا مرا گمانها و انديشهاى مختلف افتاد . » ( ص 278 - 279 ) . « جبرئيل ، عليه السّلام گفت : اى محمّد ، ما بفرمان خداى عزّ و جلّ فرود مىتوانيم آمدن . وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ . و سبب دير آمدن من ، اى محمّد ، آن بود كه ، چون كافران از تو سؤال كردند ، تو ايشان را وعده دادى كه فردا جواب سؤالهاى شما بازدهم و نگفتى : إن شاء اللّه . . . قوله تعالى : وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً . إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ ( كهف ، 23 و 24 ) . . . » ( ص 279 ) .